قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
79
تاريخ الفي ( فارسى )
به اتفاق مورّخين ، عمر عاص بعد از آنكه ارطبون را به جانب ايلياء « 1 » گريزاند به موجب فرمودهء ابو عبيده او را تعاقب نموده بيت المقدّس را محاصره كرد و ارطبون كه از جمله علماى نصارى بود به عمرو پيغام فرستاد كه : محال است كه ترا فتح اين حصار ميسّر شود ، زيرا كه نزد من به وضوح پيوسته كه اوصاف شخصى كه بيت المقدّس را مسخّر سازد در ذات تو موجود نيست ، پس مناسب چنان مىنمايد كه خود را نرنجانى و معاودت نمايى . عمرو عاص در جواب اين سخنان مكتوبى نوشته مصحوب شخصى كه به لغت روميان دانا بود نزد ارطبون فرستاد و رسول را وصيّت نمود كه : چنان مكند كه اهل شهر بدانند كه به زبان روميان عالم است و هرچه ارطبون گويد بر لوح ضمير نگاشته بازگردد . القصّه چون نامهء عمرو عاص به ارطبون رسيد همان سخن را بر زبان گذرانيد و در آن مجلس از [ يكى از ] روميان پرسيد كه آيا تسخير اين شهر به دست كه تيسير پذيرد ؟ جواب داد : نزد من به يقين پيوسته كه كسى كه اين بلده مسخّر سازد به صفات كذا موصوف بوده نامش سه حرف باشد ، و ذات اين شخص كه حالا به محاصره مشغول است بدان صفت متّصف نيست و نامش با حرفى كه فارق است ميان عمر و عمرو چهار حرف است . قاصد برگشته آن سخنان را به سمع عمرو عاص رسانيد . عمرو دانست كه اوصافى كه بر زبان و لفظ ارطبون گذشته بر عمر صادق مىآيد ، و رقعهاى در آن باب قلمى داشته ارسال نمود . عمر بن الخطّاب بعد از اطّلاع بر مضمون كتابت به استصواب اصحاب در سال ششم از رحلت « 2 » به جانب بيت المقدّس نهضت نموده آن بلده [ را ] مسخّر ساخت . « 3 » و اين قصّه خالى از تعدّى نيست ، و اللّه اعلم بالصواب .
--> ( 1 ) . لغتى است عبرى ، كه همان بيت المقدّس است . فرزدق گويد : و بيتان بيت اللّه نحن ولاته و قصر بأعلى ايلياء مشرّف . ( 2 ) . هرسه نسخه : هجرت . ( 3 ) . براى مطالعهء نظر صحابهء رسول الله ( ص ) در مورد عزيمت عمر به بيت المقدّس و مسائل مربوط به اين فتح - ألكامل ، ج 2 ، ص 306 ؛ ناسخ التواريخ ، ج 2 از كتاب دوم ، ص 309 ؛ نهاية الأرب ، ج 4 ، ص 146 ؛ ألعبر ، ج 1 ، ص 528 .